

چرا قیمت های اعلام شده از سوی مؤسسات بینالمللی با واقعیت های بازار ایران اختلاف دارد؟
کیوان جعفری طهرانی، تحلیلگر ارشد بازارهای جهانی فولاد و مواد اولیه
بازار فولاد ایران در سالهای اخیر با شرایطی مواجه بوده است که ارزیابی دقیق قیمتها و شاخصهای آن را برای مؤسسات بینالمللی دشوارتر از گذشته کرده است. تحریمها، محدودیت دسترسی مستقیم به فعالان بازار، تغییر مسیرهای تجاری و پیچیدهتر شدن زنجیره حملونقل، همگی باعث شدهاند فاصله میان برخی قیمتهای منتشرشده و واقعیت معاملات بازار افزایش یابد.
در چنین شرایطی، اتکا به گزارش یک مؤسسه بینالمللی برای تعیین قیمت واقعی فولاد ایران نمیتواند تصویر کاملی از بازار ارائه دهد؛ چراکه کیفیت هر ارزیابی، بیش از هر چیز به گستردگی و اعتبار منابع اطلاعاتی آن وابسته است.
سالهاست که ایران تحت تحریمهای بینالمللی قرار دارد و مؤسسات بزرگ ارزیابی و تحلیل بازار فولاد، از جمله پلتس، متال بولتن و فستمارکتس، پس از بازگشت تحریمها در سال ۲۰۱۸، دسترسی و حضور مستقیم گذشته را در بازار ایران ندارند. در دوره اجرای برجام، شرایط ارتباطی متفاوت بود، اما با بازگشت محدودیتها، بخش قابلتوجهی از اطلاعات بازار ایران بهصورت غیرمستقیم و از طریق منابع محدود جمعآوری شده است.
این مسئله درباره سایر مؤسسات فعال در حوزه فولاد نیز تا حد زیادی صدق میکند. مجموعههایی مانند متال اکسپرت و بیگمینت اگرچه بازار ایران را در ارزیابیهای خود مورد توجه قرار میدهند، اما دسترسی آنها به اطلاعات بازار عمدتاً از طریق ارتباط با تعداد مشخصی از فعالان داخلی انجام میشود. برخی مؤسسات دیگر نیز به دلیل محدودیتهای ناشی از تحریمها، پوشش بازار ایران را کاهش داده یا تا حد زیادی متوقف کردهاند.
در چنین فضایی، یکی از مهمترین چالشها احتمال ایجاد سوگیری در دادههای اولیه است. زمانی که اطلاعات یک بازار بزرگ و متنوع از تعداد محدودی منبع دریافت شود، این احتمال وجود دارد که قیمتهای اعلامی الزاماً بازتابدهنده تمام واقعیت بازار نباشند.
برای مثال، یک تولیدکننده یا فروشنده ممکن است تمایل داشته باشد قیمت پیشنهادی خود را در سطح بالاتری به منابع بینالمللی اعلام کند؛ با این تصور که انتشار این قیمتها میتواند در تثبیت انتظارات قیمتی در بازار مؤثر باشد. اما واقعیت این است که قیمت را در نهایت بازار تعیین میکند، نه فروشنده و نه حتی صادرکننده.
قیمتی که خریدار حاضر به پذیرش آن نیست، هرچقدر هم در گزارشهای مختلف تکرار شود، الزاماً قیمت واقعی بازار محسوب نمیشود. حتی انتشار ارقام غیرواقعی و بالاتر از سطح قابل معامله میتواند نتیجهای معکوس داشته باشد و با افزایش فاصله میان انتظارات فروشندگان و توان خرید مشتریان، حجم معاملات را کاهش دهد.
بر همین اساس، یکی از مهمترین ضرورتها در ارزیابی بازار فولاد ایران، تفکیک میان «قیمت پیشنهادی» و «قیمت معاملهشده» است. قیمت پیشنهادی میتواند نشاندهنده انتظارات فروشنده باشد، اما قیمت معاملهشده، واقعیت اقتصادی بازار را نمایندگی میکند.
بررسی برخی گزارشهای منتشرشده در ماههای اخیر نیز نشان میدهد که در مواردی، قیمتهای اعلامی بعضی مؤسسات بینالمللی فاصله محسوسی با نرخهای واقعی و قابل معامله در بازار داشتهاند؛ فاصلهای که در برخی محصولات به بیش از ۱۰ تا ۱۵ دلار در هر تن رسیده است.
این اختلافها نشان میدهد که بازار ایران به ارزیابی چندلایه و مستقل نیاز دارد؛ ارزیابیای که صرفاً بر پایه یک منبع خارجی یا یک گروه محدود از فعالان داخلی شکل نگرفته باشد.
در این میان، همکاریهای اطلاعاتی میان مؤسسات بینالمللی نیز میتواند به بهبود کیفیت دادهها کمک کند. برای نمونه، بیگمینت از طریق همکاری و تبادل اطلاعات با مایاستیل چین، در برخی حوزهها به شبکه گستردهتری از اطلاعات بازار دسترسی دارد. با این حال، حتی چنین شبکههایی نیز بدون ارتباط مستمر با منابع واقعی و فعالان حاضر در بازار ایران نمیتوانند بهتنهایی معیار نهایی قیمتگذاری باشند.
اینجاست که رسانهها و پلتفرمهای تخصصی داخلی میتوانند نقش مهمتری ایفا کنند. استیلپرایس، به عنوان یک رسانه تخصصی فعال در حوزه فولاد و معدن، میتواند به جای محدود شدن به ترجمه و بازنشر قیمتهای اعلامی مؤسسات خارجی، ارزیابی مستقل خود از بازار را نیز در کنار این گزارشها ارائه دهد.
برای مثال، میتوان بهصورت شفاف اعلام کرد که یک مؤسسه بینالمللی قیمت محصولی را در سطح مشخصی ارزیابی کرده است، اما براساس استعلامهای مستقیم، مذاکرات تجاری و شرایط واقعی بازار، محدوده قابل معامله در سطح دیگری قرار دارد.
چنین رویکردی نهتنها به شفافیت بیشتر بازار کمک میکند، بلکه تفاوت میان «قیمت گزارششده» و «قیمت قابل معامله» را نیز برای فعالان اقتصادی روشنتر خواهد کرد.
اهمیت این موضوع در شرایط کنونی بیش از گذشته افزایش یافته است. اختلال در زنجیره حملونقل منطقهای، مشکلات مسیرهای دریایی و افزایش هزینههای سوخت و انرژی، تعیین قیمت واقعی محمولههای صادراتی را پیچیدهتر کرده است.
در بازار صادراتی، قیمت تنها به محصول و شرایط عرضه محدود نمیشود. هزینه حمل دریایی یکی از مؤلفههای مهم در تعیین قیمت نهایی برای خریدار است. در بسیاری از معاملات، قیمت بر مبنای FOB اعلام میشود، اما افزایش کرایه حمل میتواند مستقیماً بر قدرت رقابت فروشنده اثر بگذارد.
به بیان سادهتر، زمانی که قیمت مقصد برای خریدار ثابت باشد، افزایش هزینه حمل دریایی فشار بیشتری بر قیمت FOB وارد میکند. بنابراین رشد نرخ حمل میتواند باعث شود فروشنده برای حفظ بازار، قیمت محصول خود را کاهش دهد.
این مسئله تنها به ایران محدود نیست و میتواند بر قدرت رقابت صادرکنندگان سایر کشورهای منطقه نیز اثرگذار باشد. از همین رو، ارزیابی قیمت فولاد صادراتی بدون در نظر گرفتن هزینههای حمل، تصویر کاملی از واقعیت بازار ارائه نمیدهد.
یکی از پیشنهادهای مهم در این زمینه، گسترش شبکه اطلاعاتی بازار فراتر از تولیدکنندگان، صادرکنندگان و معاملهگران است. ارتباط مستمر با شرکتهای حملونقل دریایی و فعالان حوزه لجستیک میتواند اطلاعات دقیقتری از هزینههای واقعی انتقال کالا در اختیار تحلیلگران بازار قرار دهد.
البته در این بخش نیز باید میان نرخ اعلامی و نرخ واقعی معاملهشده تفاوت قائل شد. همانگونه که در بازار فولاد، قیمت پیشنهادی الزاماً به معنای قیمت معامله نیست، نرخ اعلامی حمل دریایی نیز همیشه نشاندهنده نرخی نیست که در نهایت میان طرفین قرارداد توافق میشود.
در کنار بازار دریایی، معاملات فولاد بر مبنای FCA در مرزهای زمینی ایران نیز میتواند به یکی از شاخصهای مهم برای ارزیابی شرایط واقعی بازار تبدیل شود. این معاملات، بهویژه در دورههایی که حملونقل دریایی با نوسانات شدید هزینه و محدودیتهای عملیاتی مواجه است، میتوانند تصویر روشنتری از سطح واقعی قیمتهای قابل معامله ارائه دهند.
در واقع، بررسی همزمان قیمتهای FCA در مرزهای زمینی و قیمتهای FOB در بنادر، در کنار هزینههای واقعی حمل، میتواند تحلیل دقیقتری از قدرت رقابت فولاد ایران در بازارهای صادراتی ارائه کند.
جمعبندی آنکه بازار فولاد ایران را نمیتوان با اتکا به یک عدد یا یک منبع واحد تحلیل کرد. اطلاعات مؤسسات بینالمللی بدون تردید میتواند بخشی از تصویر بازار باشد، اما این اطلاعات باید در کنار استعلام مستقیم از فعالان بازار، قیمتهای واقعی معاملات، شرایط عرضه و تقاضا، هزینههای حملونقل و تفاوت میان معاملات FCA و FOB بررسی شود.
بازار واقعی، در نهایت در محل معامله شکل میگیرد؛ جایی که فروشنده و خریدار بر سر یک قیمت واقعی به توافق میرسند.
از این منظر، نقش رسانههای تخصصی داخلی میتواند از بازنشر صرف قیمتها فراتر رود. استیلپرایس میتواند با توسعه شبکه اطلاعاتی خود و مقایسه دادههای بینالمللی با واقعیت معاملات داخلی و صادراتی، به مرجعی برای ارائه ارزیابی مستقل از بازار فولاد ایران تبدیل شود.
در شرایطی که دسترسی مستقیم مؤسسات خارجی به بازار ایران محدود شده، ارزش اطلاعات واقعی و استعلامهای مستقیم بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کرده است. آینده تحلیل بازار فولاد ایران نه در تکرار یک عدد، بلکه در کنار هم قرار دادن دادههای مختلف و رسیدن به تصویری مستقل، واقعی و قابل اتکا از قیمتها خواهد بود.