نمایش نوار ابزار

کیوان جعفری طهرانی تحلیلگر ارشد بازارهای بین المللی سنگ آهن و فولاد عنوان کرد: ذخائر مواد اولیه و عیار آن تعیین کننده فرآیند تولید فولاد است

سه شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۹

تولید فولاد در جهان به دو شیوه کوره بلند و احیا مستقیم انجام می گیرد که هر یک ویژگی های خاص خودشان را دارند اما ذخیره پایدار مواد اولیه و غنی بودن آن نقطه اشتراک این شیوه های تولید است که البته میزان بهره مندی از یارانه انرژی در کشورها آنها را از یکدیگر متمایز می کند. کیوان جعفری طهرانی تحلیلگر ارشد بازارهای بین المللی سنگ آهن و فولاد در گفتگوی اختصاصی با فولاد به کم و کیف این موضوع پرداخته است که مشروح آن را در ادامه می خوانید:

1) تحلیل شما از تولید فولاد به روش کوره بلند در مقایسه با احیا مستقیم چیست؟

تولید فولاد در کشور چین در سال گذشته بالغ بر 990 میلیون تن بوده که حدود 120 میلیون تن (12 درصد) به روش کوره قوس الکتریکی و مابقی به روش کوره بلند تولید شده است. هدف چین این است که تولید به روش کوره بلند را تا سال 2030 محدود کرده و این ارقام را برعکس کند یعنی 90 درصد تولید به روش کوره قوس الکتریکی (EAF) و 10 درصد به روش کوره بلند (Blast Furnace) باشد. اگر ذخایر جدید هماتیت قابل قبولی در کشور کشف شود، به نظر بنده، بسته به وضعیت ذخائر جدید، تفکر و برنامه ریزی بر روی کوره بلند اشتباه نخواهد بود. هر کشوری فرایند تولید فولاد را بر اساس مقدار ذخایر، نوع و عیار سنگ آهن خود تعریف می کند.

مثلاً در کشور هندوستان با توجه به اینکه دو سوم ذخائر هماتیت و یک سوم مگنتیت است که این یک سوم نیز اخیراً گزارش شده چرا که قبلاً هندوستان عنوان می کرد تمام ذخایرش هماتیت است و اعلام این قضیه ظرف دو ماه گذشته باعث تعجب همه جهانیان شده است، بیشتر پروژه های فولادسازی کوره بلند و یا کوره افقی (SLRN) می باشند. در واقع اکثر کشورهای جهان سعی می کنند برای خوراک فولاد سازی شان از سنگ آهن داخلی استفاده کنند. بگذریم از کشور چین که ذخائر و عیار قابل قبول سنگ آهن اش به علت برداشت بیش از حد در طول ده سال اخیر به شدت کاهش پیدا کرده و تقریباً 90 درصد وابسته به واردات است، ولی سایر کشورها به این صورت پروژه های فولادسازی خود را تعریف می کنند. پس هر گونه برنامه ریزی جدید جهت تولید فولاد به روش کوره بلند بستگی به ذخایر جدید قابل کشف سنگ آهن کشور دارد. در وضعیت فعلی با نسبت 90 درصد ذخایر مگنتیت و 10 درصد هماتیت، این مهم احساس نمی شود.

2) از دیدگاه شما بی بهره بودن صنعتی مانند ذوب آهن از یارانه انرژی به دلیل شیوه تولید چگونه قابل جبران است؟

بی بهره بودن ذوب آهن از یارانه انرژی بر می گردد به سیاست های کشور و دولت که برای حفظ بقای یک مجموعه یا بنگاه اقتصادی تعیین می شود. به عنوان مثال در رابطه با کوره های ذوب آلومینیوم در هندوستان، شرکت بزرگی به نام نالکو (Nalco) که یکی از شرکت های تولید شمش آلومینیوم هندوستان است، قرار بود در ایران (چابهار) پروژه ای را ایجاد کند و بسیار هم علاقه مند بود. ولی بعداً خبری شنیدیم که دولت هندوستان اعلام کرد که شرکت نالکو، این پروژه را در کشور خودش اجرا خواهد کرد. نالکو بیان داشت به دلیل مزیت قیمت انرژی در ایران قصد دارد این پروژه ذوب را اجرا کند که بعد دولت هندوستان تحت فشار آمریکا،پیشنهادی به نالکو داد تا در صورت اجرای پروژه در خود هند، به آن پروژه خاص یارانه انرژی خواهد داد و این اتفاق هم افتاد. دولت هندوستان این یارانه را فقط به طور اختصاصی به نالکو داد و علتش هم این بود که به ایران نیاید. منظور این است که اختصاص یارانه انرژی به یک بنگاه یا مجموعه از جمله ذوب آهن اصفهان مسئله ای است که باید توسط خود دولت و حاکمیت به صورت خاص مطرح و تأمین گردد. من معتقد هستم باید روشی ایجاد کنیم که ضمن حفظ بقای صنعت فولاد کشور، صنایعی که این فولادسازی را تغذیه و تأمین می کنند و شرکت های بالادستی که وظیفه تأمین خوراک و سنگ آهن را بر عهده دارند، به آن صنایع فشار نیاید. ما نباید به صورت مقطعی با این مسئله برخورد کنیم و باید حساب کنیم که اگر قرار باشد بیش ازحد فشار را از مجموعه ای به مجموعه دیگر منتقل کنیم باعث ایجاد رکود، تولید کمتر و تأثیری منفی در جاهای دیگر چرخه فولاد می شویم. در رابطه با انرژی نیز به همین صورت است بنابراین باید دولت در این زمینه تصمیم بگیرد و اگر عدد قابل توجهی از هزینه تولید فولاد ذوب آهن به روش کوره بلند بابت این انرژی باشد، به نظر من حمایت دولت برای حفظ بقاء این مجموعه یک راهکار درست است.

3) مهمترین چالش و فرصت های تولید 3 فولاد به روش کوره بلند را بیان نمایید.

یکی از مهمترین چالش های کوره بلند، نیاز به زغال کک شو و نیمه کک شو است که ذوب آهن اصفهان مجبور است در این شرایط شدید تحریم تأمین کند و من نیز دستی بر آتش دارم و سعی کردم در این زمینه وارد شوم هر چند که تا کنون موفق نبودم زیرا تأمین زغال از کشور استرالیا و آوردن به کشور ثالث و تخلیه و بارگیری مجدد آن داستان خاص خودش را دارد. البته عده ای از تجار بنام، این کار را از طریق واسطه هندوستان انجام می دهند. من نیز سعی کردم این کار را از طریق کشور چین انجام بدهم ولی متاسفانه اخیراً کشور چین همکاری لازم را با ما جهت تخلیه کشتی ها از استرالیا و بارگیری مجدد به مقصد ایران به علت تحریم ها ندارد. در حال حاضر موقعیت کشور هندوستان بابت تخلیه و بارگیری مجدد زغال از مبادی مختلف به ویژه استرالیا به مقصد ایران هرچند هزینه بالایی دارد ولی امکان پذیر است.یکی از چالش های عمده هزینه خرید زغال به علت تحریم های شدید است و به جرأت می توان گفت هزینه حمل اضافه، تخلیه و بارگیری حدود 70 درصد قیمت تمام شده را افزایش می دهد. البته ذوب آهن اصفهان از منابع زغال سنگ داخلی نیز استفاده می کند ولی زغال سنگ های داخل کشور بیشتر حرارتی یا نیمه کک شو هستند و در نتیجه نیاز به واردات زغال کک شو جهت مخلوط کردن (Blending) با زغال داخلی همچنان وجود دارد. این یکی از مسائل عمده ای است که هزینه زیادی را به تولید فولاد وارد می کند. در رابطه مزیت تولید فولاد از طریق کوره بلند می توان به مزیت استفاده از سنگ آهن های هماتیت منگنز دار با عیار حدود 48 الی 50 درصد نیز اشاره کرد. البته همان طور که قبلا اشاره شد اگر سنگ آهن هماتیت بدون منگنز باشد حداقل عیار مورد نظر 58 درصد است و اگر منگنز دار باشد با عیارهای پایین تر امکان استفاده در کوره بلند وجود دارد. این یک مزیت عمده است که می توان سنگ آهن هماتیت عیار پایین را نیز استفاده کرد و به نظر من با توجه به ذخائر قابل قبول استخراج نشده هماتیت کشور، این مورد یک فرصت بسیار خوبی است که باید به آن توجه شود.

4) آینده تولید فولاد به روش کوره بلند را در کشور چگونه ارزیابی می کنید و پیش نیازهای این روش تا چه میزان در کشور موجود است؟

در واقع دو پروژه کوره بلند در کشور وجود دارد، ذوب آهن اصفهان که قدیمی ترین نوع آن است و دارای سه کوره بلند می باشد که البته کوره یک سال هاست که خارج از مدار قرار دارد و دومی پروژه فولاد زرند – میدکو. یکی از مسائلی که باعث شده روش کوره بلند در ایران طرفداران زیادی نداشته باشد محدودیت های سلیقه ایی و منابع انرژی است. پروژه های فولادی بزرگ مانند مبارکه نیز که بسیار متمرکز هستند و بعضی از پروژه های کوچک پراکنده در استان های مختلف که ظرفیت های محدودی دارند، در این مورد نیز دخیل بوده است. به هر حال موارد متعددی پروژه کوره بلند در دنیا وجود دارد به عنوان مثال نیپون استیل (Nippon steel) ژاپن 16 کوره بلند دارد که به علت مسائل کرونا در ماه فوریه،شش تا از کوره هایش را خاموش کرد، البته قرار است در نیمه دوم سپتامبر یا اکتبر این 6 کوره را با توجه به نیاز به افزایش تولید به تدریج وارد مدار کند. در کره جنوبی نیز کوره های بلند متعددی در شرکت های پوسکو (Posco) و هیوندای (Hyundai) و همچنین در چین و هندوستان بیشترین تعداد کوره های بلند وجود دارند. از سال 2015 که پروژه کوره های القایی در چین بر اساس دستور دولت به علت آلودگی کم کم جمع شدند در حال حاضر ظرفیت کوره های قوس الکتریکی 10 الی 15 درصد کل ظرفیت تولید فولاد چین را تشکیل می دهند. به عنوان مثال تعداد 247 کوره بلند و 71 کوره قوس الکتریکی در چین وجود دارد. در کشور هندوستان نسبت ها برای کوره بلند به کوره قوس الکتریکی 86 درصد و 14 درصد است فارغ از اینکه پروژه های کوره بلند نسبت به کوره های قوس الکتریکی چالش هایی دارند،یکی از موارد مثبتی که می توان به آن استناد کرد، قابلیت استفاده از انواع سنگ آهن به صورت مستقیم در داخل کوره است. مسئله ای که وجود دارد ذخائر محدود منابع سنگ آهن در کشور است، بر اساس پایش 98 طرح جامع فولاد کشور، تا سال 1392 ذخائر قابل توجه جدید سنگ آهنی کشف نشده بود و از آن به بعد نیز حدود 550 میلیون تن ذخیره قطعی جدید پیرو عملیات اکتشاف در 21 استان و 36 پهنه معدنی به وسعت 250 کیلومتر مربع و در ادامه در نیمه دوم سال 1398 با افزایش مساحت اکتشافات به 650 کیلومتر مربع صورت گرفته و کشف شد. با احتساب ذخیره جدید فوق، ذخیره قطعی سنگ آهن کشور به 3.3 میلیارد تن و ذخیره احتمالی به 1.7 میلیارد تن افزایش یافت یا به عبارتی ذخیره کل زمینشناسی سنگ آهن به حدود 5 میلیارد تن رسید که هنوز از ذخیره 33.28 میلیارد تنی سنگ آهن هندوستان خیلی کمتر بوده و حدود یک ششم آن را تشکیل می دهد. از کل ذخیره زمین شناسی کشور حدود 10 درصد هماتیت و 90 درصد مگنتیت می باشد که در هندوستان بر اساس پایش 2020 July (تیر 99) طرح جامع فولاد، با احتساب ذخایر جدید مگنتیت، این نسبت حدود دو سوم هماتیت (22.49 میلیارد تن) و حدود یک سوم مگنتیت (10.79 میلیارد تن) می باشد. اگر قرار باشد در افق 1404 نسبت به تولید 100 درصد ظرفیت اقدام گردد، ذخایر سنگ آهن کشور فقط برای 14 سال کفایت می کند. به این ترتیب اگر قرار باشد در افق نسبت به تولید 85 درصد، 75 درصد و 65 درصد ظرفیت یا به عبارتی حدود 47 میلیون تن، 41 میلیون تن و 36 میلیون تن اقدام گردد، ذخایر سنگ آهن کشور به ترتیب فقط برای سال، 21 سال و 25 سال کافی خواهد بود. پس کمبود ذخایر سنگ آهن کشور یک معضل جدی است و باید از هم اکنون اقدامات لازم جهت اکتشافات جدید صورت پذیرد. هماتیتهایی که در استان یزد و منطقه طبس مانند چادرملو وجود دارند مدتهاست که استخراج و فرآوری آنها انجام می گیرد ولی در استان هرمزگان به عنوان مثال ذخائر خوب و کمتر استخراج شده هماتیت وجود دارد. مزیت عمده ای که در روش کوره بلند وجود دارد، استفاده از سنگ آهن هماتیت بالای عیار 58 درصد )بعد از فرآوری( به عنوان خوراک ورودی است که یکی از مزیت های این پروژه به شمار می رود تا بتوانیم از سنگ آهن هماتیت در فرایند تولید فولاد بیشتر استفاده کنیم. البته تکنولوژی های کنسانتره سازی نیز وجود دارند که پروژه های قبلی برای فرآوری هماتیت و کنسانتره سازی در حجم وسیع و مقیاس بزرگ بودند و در حال حاضر مقیاس کوچک آن هم توسط چینی ها و هندی ها اختراع شده است. به نظر من اگر بتوان از سنگ آهن هماتیت برای کوره بلند بیشتر استفاده کرد،یک مزیت است.

منبع: ماهنامه فولاد وابسته به ذوب آهن اصفهان

دیدگاه ها